مطهر بن محمد جمالى يزدى

32

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )

بر مثال مهره‌اى و آن مهره پازهرى بزرگ است ، و چاره در گرفتن آن چنان است كه استره‌اى برگيرند و به چابك دستى [ a 319 ] آن جايگاه بشكافند و بيرون آرند و بتازگى نرم باشد و در آب افگنند سنگى گردد سپيد زردفام . و آن پازهرى باشد به غايت سودمند گزندگى و ريشها و ورم را و زهر داده را ، و مبالغ علتها على الخصوص هرچه تعلق به زهر دارد . و هر كه با خود دارد به چشم مردم عزيز باشد و قيمتى نهند آن را . و اندر طبيعات « 1 » گويند اگر سنگى از دنبال خر بياويزند خر بانگ نكند ، و همچنين گوش ، اگر گوش خر به رسنى بندند ، و اگر در كونش به روغن چرب كنند . و گويند اگر كسى را كژدم بگزد و به گوش خر فروگويد كه مرا كژدم بگزيد دردش بنشيند . و اگر كسى را علتى باشد كه بر اعضاى انگشت پديد آيد با هيچ كس نگويد و برود و به گوش خر در نهد ساكت شود . و درو خاصيتهاست . سر : اگر سر خر به خانه در زمين كنند هيچ كس در آن خانه خواب نكند . پوست : اگر مصروع بر پوست خر نشيند سود دارد و صرع از وى بشود . و اگر در خانه دود كنند جمندگان بگريزند . و اگر بر دندان ( نهند ) درد ببرد . و اگر بر زنى آويزند بار نگيرد . و اگر پوست او از گردن كودك بياويزند نترسد . سرگين : اگر سرگين خر بفشارند و سه قطره در بينى كسى چكانند كه خون / 37 / آيد خون باز بندد . و اگر بر جراحت نهند سود دارد . و اگر بسوزانند و بار كوى كتان سوخته و سياهى ديگ و نمك جمله به هم بياميزند و بر جراحت كنند درست شود و ريم نكند و خون باز گيرد . شير : اگر شير گرم كسى باز خورد بميرد و كس از آن نرهد ، مگر كه سرگين آدمى خشك كرده دهند او را .

--> ( 1 ) . كذا در نسخ م ، ك ، پ 140 ، پ 161 .